الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
69
إحياء علوم الدين ( فارسى )
بلكه همچنان است كه كسى گويد كه صيادى كه اسب و سگ ندارد در كار صيد فاضلتر و عالى مرتبهتر از صاحب است و سگ ، چه او آمن باشد از آن كه اسبش بسكيزد « 167 » و او را بر زمين زند و اندامش بدان شكسته شود ، و از آن كه سگش بگزد و بر وى تعدى كند . و اين خطاست . بلكه صاحب اسب و سگ چون قوى باشد و طريق رياضت و تأديب هر دو بداند ، عالى مرتبهتر باشد و به ادراك سعادت صيد نزديكتر . حالت دوم آن كه بطلان آرزو به سبب قوّت يقين بود ، و صدق مجاهدهء سابق كه به حدى رسيده باشد كه هيجان شهوت را [ 50 ] قمع كند تا از أدب شرع بيرون نيايد و جز به اشارت دين انگيخته نشود و به سبب استيلاى دين بر او ساكن بود . و اين عالى مرتبهتر از مجاهدى باشد كه مبتلا بود به مقاسات « 168 » هيجان شهوت و قمع آن . و گفتن آن كه « او را فضل مجاهده باشد » قصور است از دانستن مقصود مجاهده . چه مجاهده براى عين آن مقصود نيست ، بلكه مقصود قطع ضراوت « 169 » دشمن است تا تو را سوى شهوتها نكشد . و اگر از كشيدن عاجز آيد ، از سلوك راه دين مانع نشود . و چون او را مقهور گردانيدى و مقصود حاصل كردى بر او ظفر يافتى ، و ما دام كه در مجاهدهاى هنوز در طلب ظفر باشى . و مثال آن چون حال كسى است كه دشمن را قهر كرده باشد و بندهء خود گردانيده ، به اضافت « 170 » كسى كه در صف جنگ مشغول مجاهده باشد و نداند كه چگونه مسلّم ماند . و مثال آن نيز كسى است كه اسب را مروّض « 171 » گردانيده باشد و سگ را معلّم كرده و ايشان پيش او خفته باشند ، پس از آن كه سگ گزيدن گذاشته باشد و اسب سكيزيدن ، به اضافت كسى كه هنوز به تأديب و رياضت مشغول باشد و به رنج آن مبتلا . و طايفهاى در اين غلط كردهاند ، و پنداشته كه مجاهده مقصود اقصى است ، و ندانسته كه آن جستن خلاص است از عوايق راه . و ديگران گمان برده كه قهر شهوتها و ازالت آن به كليت مقصود است ، و آن را بيازموده و از آن عاجز گشته ، پس گفته كه اين محال است ، و شرع را تكذيب كرده ، و سالك راه اباحت « 172 » شده ، و در متابعت شهوت مطلق العنان گشته . و آن همه جهل و گمراهى است ، و در « كتاب رياضت نفس » از « ربع مهلكات » آن را تقرير كردهايم . سؤال اگر دو كس توبه كنند : يكى از ايشان گناه را فراموش گرداند و به انديشهء آن مشغول نشود ، و ديگرى آن را پيش چشم خود دارد و هميشه از آن مىترسد و از پشيمانى آن مىسوزد . چه گويى ، كدام كس از ايشان فاضلتر باشد ؟ جواب بدان كه در اين نيز اختلاف كردهاند : بعضى گفتهاند كه حقيقت توبه آن است كه گناه را پيش چشم خوددارى . و بعضى گفتهاند كه حقيقت توبه آن است كه گناه را فراموش كنى . و
--> ( 167 ) سكيزيدن ، اسكيزيدن ، جست و خيز كردن ، لگد پراندن . ( 168 ) مقاسات ، رنج چيزى كشيدن . ( 169 ) ضراوت ، آزمندى ، درندهخويى ، حريص بودن بر صيد . ( 170 ) اضافت ، نسبت . ( 171 ) مروّض ، آموخته ، رام . ( 172 ) اباحت ، مباح شمردن ، مذهب جماعت ملحدان كه چيزى را حرام و ناروا ندانند .